لطيف چون شبنم
02 مهر 1391 توسط جعفرثانی
در باره محبت آيت الله حاج ميرزا جواد آقا نهراني نسبت به خانواده خود ‘نقل كرده اند :«حاج ميرزا جواد ‘آخر شبي از مسافرت بر مي گردند .نيمه هاي شب بود و خانواده مشغول استراحت .ايشان هم در نمي زند و همان پشت در تكيه مي زند و منتظر مي ماند .پس از لحظاتي همسر ايشان كه خوابيده بود ‘ در عالم رويا مي بيند كه كسي به او مي گويد:برخيز !برخيز ودر منزل را بگشاي ! همسر محترمه ميرزا جواد آقا بلند مي شود و در را باز مي كند و مي بيند ميرزا پشت در است .سوال مي كند :آقا حالا كه از سفر آمده ايد پس چرا در نزديد؟آقا مي فرمايد:ديدم نيمه شب است و دير وقت ‘نخواستم اسباب زحمت شما را فراهم كنم.»
داستان هايي از مردان خدا‘علي مير خلف زاده