<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>مدرسه علمیه فاطمه الزهراء (س)مرند</title>
		<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>حماسه9دی</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/حماسه9دی</link>
			<pubDate>09:03:00 +0330 دوشنبه، 9 دی 1398</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">مناسبات</category>
<category domain="alt">تاریخی</category>
<category domain="alt">سیاست دینی</category>
<category domain="main">کلام  رهبر</category>			<guid isPermaLink="false">872847@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;#ملت_را_نمی‌شناسند ?&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رهبر انقلاب : این را قاطعاً عرض میڪنم ڪه دشمن با همه‌ی برنامه‌ریزی‌هایش ، مردم ما را نشناخته ، ملّت ایران را نشناخته ؛ اشتباه میڪنند .&lt;br /&gt; دیدید در سال ۸۸ خطا ڪردند و آن فتنه را راه انداختند و ڪار را به جا‌هایی رساندند ڪه به خیال خودشان جا‌های بسیار باریڪ و حسّاس و دقیقی بود ،&lt;br /&gt;اما ناگهان حرڪت عمومی نهم دی همه را مبهوت ڪرد .&lt;br /&gt;این حرڪت نهم دیِ سال ۸۸ از جنس همان حرڪت نوزدهم دی شما‌ها در سال ۵۶ است.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/حماسه9دی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>#ملت_را_نمی‌شناسند ?</p>
<p>رهبر انقلاب : این را قاطعاً عرض میڪنم ڪه دشمن با همه‌ی برنامه‌ریزی‌هایش ، مردم ما را نشناخته ، ملّت ایران را نشناخته ؛ اشتباه میڪنند .<br /> دیدید در سال ۸۸ خطا ڪردند و آن فتنه را راه انداختند و ڪار را به جا‌هایی رساندند ڪه به خیال خودشان جا‌های بسیار باریڪ و حسّاس و دقیقی بود ،<br />اما ناگهان حرڪت عمومی نهم دی همه را مبهوت ڪرد .<br />این حرڪت نهم دیِ سال ۸۸ از جنس همان حرڪت نوزدهم دی شما‌ها در سال ۵۶ است.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/حماسه9دی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/حماسه9دی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=872847</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>رهبر انقلاب امام خامنه ای(مد ظلّه العالی)،  در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبانی و مدافع حرم</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/رهبر-انقلاب-امام-خامنه-ای</link>
			<pubDate>10:08:00 +0430 دوشنبه، 29 خرداد 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="main">کلام  رهبر</category>			<guid isPermaLink="false">497121@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;رهبر انقلاب امام خامنه ای(مد ظلّه العالی)،  در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبانی و مدافع حرم:&lt;br /&gt;ارزش شهدای ما باید معلوم شود؛ اگر شهدای_مدافع_حرم نبودند ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت و دشمن مردم ایران و دشمن شیعه در شهرها و خیابان‌های خودمان می‌جنگیدیم.&lt;br /&gt; [این عناصر] در عراق می‌خواستند خودشان را به مرزهای جمهوری اسلامی برسانند، جلویشان گرفته شد و تودهنی خوردند؛ حالا هم که به‌کل دارند ازاله می‌شوند و جارو می‌شوند.&lt;br /&gt;در سوریه هم اگر کاری که سرداران با ارزش ما انجام دادند انجام نمی‌شد، حالا باید در همین اطراف می‌جنگیدیم.&lt;br /&gt;بخش مهمی از امنیت امروز مربوط به مدافعان حرم است و بخش دیگر امنیتمان مربوط به مرزداران ما است. شهدای_مرزی ما مظلومند؛ این طفلک‌ها دیده هم نمی‌شوند؛ مردم بدانند که این‌ها چقدر دارند به مردم خدمت می‌کنند. خدمت که فقط آب و نان نیست؛ بالاتر از آن، امنیت است.۹۶/۳/۲۸&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/رهبر-انقلاب-امام-خامنه-ای&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>رهبر انقلاب امام خامنه ای(مد ظلّه العالی)،  در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبانی و مدافع حرم:<br />ارزش شهدای ما باید معلوم شود؛ اگر شهدای_مدافع_حرم نبودند ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت و دشمن مردم ایران و دشمن شیعه در شهرها و خیابان‌های خودمان می‌جنگیدیم.<br /> [این عناصر] در عراق می‌خواستند خودشان را به مرزهای جمهوری اسلامی برسانند، جلویشان گرفته شد و تودهنی خوردند؛ حالا هم که به‌کل دارند ازاله می‌شوند و جارو می‌شوند.<br />در سوریه هم اگر کاری که سرداران با ارزش ما انجام دادند انجام نمی‌شد، حالا باید در همین اطراف می‌جنگیدیم.<br />بخش مهمی از امنیت امروز مربوط به مدافعان حرم است و بخش دیگر امنیتمان مربوط به مرزداران ما است. شهدای_مرزی ما مظلومند؛ این طفلک‌ها دیده هم نمی‌شوند؛ مردم بدانند که این‌ها چقدر دارند به مردم خدمت می‌کنند. خدمت که فقط آب و نان نیست؛ بالاتر از آن، امنیت است.۹۶/۳/۲۸</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/رهبر-انقلاب-امام-خامنه-ای">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/رهبر-انقلاب-امام-خامنه-ای#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=497121</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تبلیغ ویژه در ماه مبارک رمضان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تبلیغ-ویژه-در-ماه-مبارک</link>
			<pubDate>08:47:00 +0430 دوشنبه، 29 خرداد 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">مناسبات</category>
<category domain="main">فعالیت های تبلیغی</category>			<guid isPermaLink="false">497022@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;تبلیغ ویژه در ماه مبارک رمضان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تبلیغ حوزه خواهران مرند در ماه رمضان با حضور در سطح شهرستان و حومه با حضور مبلغات حوزوی در مساجد، حسینیه ها و جلسات قرآنی آغاز شده است.جلسات قرآنی و احکام برای عموم بانوان به شرح ذیل می باشد. واقع در حسینیه امام هر روز با قرائت یک جزء قرآن کریم توسط قاریان این حوزه، سخنرانی، بیان احکام و قرائت دعای روز ، آپارتمانهای شهرک میلاد حضور مبلغین حوزوی با سخنرانی و بیان احکام؛ سالن اجتماعات حوزه خواهران شروع از ساعت 11:45 قرائت یک جزء قرآن + دعای روز+ سخنرانی یکی از مبلغین حوزه و پاسخ به مسائل شرعی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تبلیغ در جلسات قرآنی ویژه بانوان در مساجد ، حسینیه ها و جلسات قرآنی در سطح شهر و حومه به صورت برگزاری نماز جماعت، سخنرانی و پاسخ به احکام شرعی توسط مبلغات این مدرسه در طول ماه مبارک در نوبتهای قبل از ظهر و بعداز ظهر برگزار می گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_-2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;187&quot; height=&quot;140&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تبلیغ-ویژه-در-ماه-مبارک&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="ltr" style="text-align: right;">تبلیغ ویژه در ماه مبارک رمضان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند</p>
<p>تبلیغ حوزه خواهران مرند در ماه رمضان با حضور در سطح شهرستان و حومه با حضور مبلغات حوزوی در مساجد، حسینیه ها و جلسات قرآنی آغاز شده است.جلسات قرآنی و احکام برای عموم بانوان به شرح ذیل می باشد. واقع در حسینیه امام هر روز با قرائت یک جزء قرآن کریم توسط قاریان این حوزه، سخنرانی، بیان احکام و قرائت دعای روز ، آپارتمانهای شهرک میلاد حضور مبلغین حوزوی با سخنرانی و بیان احکام؛ سالن اجتماعات حوزه خواهران شروع از ساعت 11:45 قرائت یک جزء قرآن + دعای روز+ سخنرانی یکی از مبلغین حوزه و پاسخ به مسائل شرعی.</p>
<p>تبلیغ در جلسات قرآنی ویژه بانوان در مساجد ، حسینیه ها و جلسات قرآنی در سطح شهر و حومه به صورت برگزاری نماز جماعت، سخنرانی و پاسخ به احکام شرعی توسط مبلغات این مدرسه در طول ماه مبارک در نوبتهای قبل از ظهر و بعداز ظهر برگزار می گردد.</p>
<p> <img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_-2.jpg" alt="" width="187" height="140" /></p>
<p> </p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تبلیغ-ویژه-در-ماه-مبارک">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تبلیغ-ویژه-در-ماه-مبارک#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=497022</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>دومین همایش جامعه خیرین حوزه فاطمه الزهرا(س)مرنددر 21 خرداد</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/دومین-همایش-جامعه-خیرین-حوزه</link>
			<pubDate>08:43:00 +0430 دوشنبه، 29 خرداد 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">حدیث</category>
<category domain="alt">مناسبات</category>
<category domain="alt">نشست تبلیغی</category>
<category domain="main">همایش</category>			<guid isPermaLink="false">497007@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;باسمه تعالی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگزاری دومین همایش جامعه خیرین حوزه فاطمه الزهرا(س)مرنددر 21 خرداد 96&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دومین همایش جامعه خیرین حوزه مرند با مراسم افطاری در حوزه خواهران مرند با مشارکت اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان برگزار شد. این همایش با حضور خیرین و حلقه های ارتباطی در سطح شهر، روز یک شنبه  21 خرداد 96 برگزار شد. در این مراسم معنوی طلاب، اساتید و فارغ التحصیلان حوزه نیز حضور داشتند. این همایش با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت امام جمعه محترم شهرستان و موسس و متولی حوزه و صرف افطاری   آغاز و با سخنرانی، سخنران مدعو برنامه حاج آقای اختیاری رییس اداره اوقافادامه یافت .ایشان در این همایش در جمع طلاب و خیرین اظهار داشتند سنت حسنه وقف و نیکوکاری باید احیا گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;208&quot; height=&quot;156&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;img style=&quot;display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;&quot; src=&quot;https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_-1.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;198&quot; height=&quot;148&quot; /&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/دومین-همایش-جامعه-خیرین-حوزه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باسمه تعالی</p>
<p>برگزاری دومین همایش جامعه خیرین حوزه فاطمه الزهرا(س)مرنددر 21 خرداد 96</p>
<p>دومین همایش جامعه خیرین حوزه مرند با مراسم افطاری در حوزه خواهران مرند با مشارکت اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان برگزار شد. این همایش با حضور خیرین و حلقه های ارتباطی در سطح شهر، روز یک شنبه  21 خرداد 96 برگزار شد. در این مراسم معنوی طلاب، اساتید و فارغ التحصیلان حوزه نیز حضور داشتند. این همایش با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت امام جمعه محترم شهرستان و موسس و متولی حوزه و صرف افطاری   آغاز و با سخنرانی، سخنران مدعو برنامه حاج آقای اختیاری رییس اداره اوقافادامه یافت .ایشان در این همایش در جمع طلاب و خیرین اظهار داشتند سنت حسنه وقف و نیکوکاری باید احیا گردد.</p>
<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_.jpg" alt="" width="208" height="156" /></p>
<p><img style="display: block; margin-left: auto; margin-right: auto;" src="https://kowsarblog.ir/media/blogs/fatemezaha-marand/quick-uploads/index_-1.jpg" alt="" width="198" height="148" /> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/دومین-همایش-جامعه-خیرین-حوزه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/دومین-همایش-جامعه-خیرین-حوزه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=497007</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>برگزیده سیر مطالعاتی استانی</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/برگزیده-سیر-مطالعاتی-استانی</link>
			<pubDate>08:39:00 +0430 شنبه، 9 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">علمی</category>
<category domain="main">مسابقات</category>			<guid isPermaLink="false">473648@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;برگزیده سیر مطالعاتی استانی در مرحله حضوری و آنلاین سرکار خانم پناهی از کادر اداری مدرسه؛ ضمن تبریک به ایشان آرزوی موفقیتشان در مراتب عالی را داریم.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/برگزیده-سیر-مطالعاتی-استانی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>برگزیده سیر مطالعاتی استانی در مرحله حضوری و آنلاین سرکار خانم پناهی از کادر اداری مدرسه؛ ضمن تبریک به ایشان آرزوی موفقیتشان در مراتب عالی را داریم.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/برگزیده-سیر-مطالعاتی-استانی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/برگزیده-سیر-مطالعاتی-استانی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=473648</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>راهیان نور یادی از سرزمین نور</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/راهیان-نور-یادی-از-سرزمین</link>
			<pubDate>08:37:00 +0430 شنبه، 9 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">شهدا</category>
<category domain="main">دل نوشته ها</category>
<category domain="alt">مسابقات</category>			<guid isPermaLink="false">473645@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;بسم رب الشهدا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;راهیان نور یادی از سرزمین نور&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من اولین بارم بود به راهیان نور می آمدم؛ لحظه لحظه یادمان ها و مناطق برایم حرفها برای گفتن داشت و ذهنم هر لحظه حال و هوای جنگ و صحنه عاشورا را تداعی می کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در آغاز، وقتی وارد پادگان شهید باکری شدیم یک موتوری برای راهنمایی ما تا آسایشگاه جلوی ماشین حرکت می­کرد باپیچ هایی که میزد وباصدای خاص موتور من کاملا ذهنم برگشت به زمان جنگ، زمانی که سربازان مرندی که به جبهه اعزام می­شدند وپیچ های پادگان درست شبیه پیچ های نخلستان های جنوب بود احساس کردم ما آن سربازان اعزامی به جبهه جنگ هستیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در شلمچه کربلای ایران که می گویند تشنگی دیدم، همه مناطق جنگ به یاد لبان خشکیده سرور سالار شهیدان تشنگی راتحمل کرده آب را پس زده وترک های شلمچه به خاطر بی آبی نیست به خاطر شرمندگیشان از لبان خشکیده علی اصغر وصدای آب آب بچه های کاسه به دست است؛ همه شلمچه وهویزه وفکه بوی کربلا میداد احساس کردم من هم درمیدان جنگم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما از هویزه برایتان بگویم: هویزه یعنی اینکه هروقت یک زندگی هدفمند خواستی سری به هویزه بزن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در طلاییه همه داشتند به نحوی ازراهیان به سمت نور استقبال میکردند توجه من در میانه راه گره خورد به دوپسربچه که به نظر می رسید دارند بادستان کوچکشان خاکیشان خاک بازی می­کنند؛ با نزدیک شدن دریافتم پابرهنه با احساس خدایی، با شهدا عشق بازی می کنندآنان مهر درست کرده و با چوب رویش الله می­نوشتند آری پشت سرشان گِلی بود که رویش اب جمع شده بود یکیشون دوید گل آورد در آن لحظه تاریخ ذهنم برگشت به بعداز ظهر عاشورا به اینکه طفلان مسلم میدویدند شبیه طفلان مسلم بودند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هرجا از مناطق سیم خاردار بود دلم خیلی میخواست بروم ان طرف سیم های خاردار ولی نشدنی بود تنها معنی که از این سیم خاردارهابه ذهنم خطور کرد اینکه اینجا ورود ممنوعه است لیاقت میخواهد اول اینکه ازدانشگاه عشق قبول شوی خاکی شوی وبا راه های اسمان آشنایی داشته باشی بعد بیای این طرف سیم ها.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اروند کنار تجلی گاه ظهر عاشورا برایم بود، وقتی کناراروندرود نشتم وتوی آب خورشید هارا دیدم یاد ساعاتی از عاشورا افتادم که عمویم ابوالفضل العباس رفت مشکش را پرکند کنار آب بود اما آب نخورد مانند ماه در آب بود حالابعد قرنها جوانان نقش عباس(علیه السلام)  گرفتند چون خورشیدهای درنیزه خودرابه دریا زدند تابه آن طرف آب به عشقشان و مولایشان حسین(علیه السلام)  برسند چه دریادلانه به امام حسین(علیه السلام) لبیک گفتند چه کسی میداند الان مهدی باکری هاکجایند شاید دراغوش رهبرشان آرام گرفته شاید دریا برایشان اغوش گشوده بود که خودرا به دریازدند شاید آن طرف رود مادرم زهرا صدایشان می­کرد شاید در نیزه سر آن سربه فلک کشیده‌ رادیدند شاید لحظه پرپرشدن علی اکبر رادیدند شاید لحظه بعد عاشورا صدای عمه ام زینب(علیها السلام)  راشنیدند و دیدند که بچه­ای راصدا می­زد شاید خرابه های شام رادیدند که عمه ام رقیه رادیدکه چطور سر پدر را گرفته بود شاید پشت خیمه حالت پریشان مادرم رباب رادیدند ورفتند و شاید&amp;#8230;.. هرچه باشد خیلی دلم می­خواست منم شهید شوم اما لایق نبودم ونشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زهرا حسینی طلبه پایه سوم از مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/راهیان-نور-یادی-از-سرزمین&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بسم رب الشهدا</p>
<p>راهیان نور یادی از سرزمین نور</p>
<p>من اولین بارم بود به راهیان نور می آمدم؛ لحظه لحظه یادمان ها و مناطق برایم حرفها برای گفتن داشت و ذهنم هر لحظه حال و هوای جنگ و صحنه عاشورا را تداعی می کرد.</p>
<p>در آغاز، وقتی وارد پادگان شهید باکری شدیم یک موتوری برای راهنمایی ما تا آسایشگاه جلوی ماشین حرکت می­کرد باپیچ هایی که میزد وباصدای خاص موتور من کاملا ذهنم برگشت به زمان جنگ، زمانی که سربازان مرندی که به جبهه اعزام می­شدند وپیچ های پادگان درست شبیه پیچ های نخلستان های جنوب بود احساس کردم ما آن سربازان اعزامی به جبهه جنگ هستیم.</p>
<p>در شلمچه کربلای ایران که می گویند تشنگی دیدم، همه مناطق جنگ به یاد لبان خشکیده سرور سالار شهیدان تشنگی راتحمل کرده آب را پس زده وترک های شلمچه به خاطر بی آبی نیست به خاطر شرمندگیشان از لبان خشکیده علی اصغر وصدای آب آب بچه های کاسه به دست است؛ همه شلمچه وهویزه وفکه بوی کربلا میداد احساس کردم من هم درمیدان جنگم</p>
<p>اما از هویزه برایتان بگویم: هویزه یعنی اینکه هروقت یک زندگی هدفمند خواستی سری به هویزه بزن.</p>
<p>در طلاییه همه داشتند به نحوی ازراهیان به سمت نور استقبال میکردند توجه من در میانه راه گره خورد به دوپسربچه که به نظر می رسید دارند بادستان کوچکشان خاکیشان خاک بازی می­کنند؛ با نزدیک شدن دریافتم پابرهنه با احساس خدایی، با شهدا عشق بازی می کنندآنان مهر درست کرده و با چوب رویش الله می­نوشتند آری پشت سرشان گِلی بود که رویش اب جمع شده بود یکیشون دوید گل آورد در آن لحظه تاریخ ذهنم برگشت به بعداز ظهر عاشورا به اینکه طفلان مسلم میدویدند شبیه طفلان مسلم بودند.</p>
<p>هرجا از مناطق سیم خاردار بود دلم خیلی میخواست بروم ان طرف سیم های خاردار ولی نشدنی بود تنها معنی که از این سیم خاردارهابه ذهنم خطور کرد اینکه اینجا ورود ممنوعه است لیاقت میخواهد اول اینکه ازدانشگاه عشق قبول شوی خاکی شوی وبا راه های اسمان آشنایی داشته باشی بعد بیای این طرف سیم ها.</p>
<p>اروند کنار تجلی گاه ظهر عاشورا برایم بود، وقتی کناراروندرود نشتم وتوی آب خورشید هارا دیدم یاد ساعاتی از عاشورا افتادم که عمویم ابوالفضل العباس رفت مشکش را پرکند کنار آب بود اما آب نخورد مانند ماه در آب بود حالابعد قرنها جوانان نقش عباس(علیه السلام)  گرفتند چون خورشیدهای درنیزه خودرابه دریا زدند تابه آن طرف آب به عشقشان و مولایشان حسین(علیه السلام)  برسند چه دریادلانه به امام حسین(علیه السلام) لبیک گفتند چه کسی میداند الان مهدی باکری هاکجایند شاید دراغوش رهبرشان آرام گرفته شاید دریا برایشان اغوش گشوده بود که خودرا به دریازدند شاید آن طرف رود مادرم زهرا صدایشان می­کرد شاید در نیزه سر آن سربه فلک کشیده‌ رادیدند شاید لحظه پرپرشدن علی اکبر رادیدند شاید لحظه بعد عاشورا صدای عمه ام زینب(علیها السلام)  راشنیدند و دیدند که بچه­ای راصدا می­زد شاید خرابه های شام رادیدند که عمه ام رقیه رادیدکه چطور سر پدر را گرفته بود شاید پشت خیمه حالت پریشان مادرم رباب رادیدند ورفتند و شاید&#8230;.. هرچه باشد خیلی دلم می­خواست منم شهید شوم اما لایق نبودم ونشد.</p>
<p>زهرا حسینی طلبه پایه سوم از مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/راهیان-نور-یادی-از-سرزمین">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/راهیان-نور-یادی-از-سرزمین#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=473645</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>خاطره اردوی راهیان نور</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/خاطره-اردوی-راهیان-نور</link>
			<pubDate>09:11:00 +0430 یکشنبه، 3 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="alt">دل نوشته ها</category>
<category domain="main">مسابقات</category>			<guid isPermaLink="false">470130@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;باسم رب الشهداء و الصدیقین&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زهرا ملا علیزاده طلبه پایه سوم از مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند(خاطره)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شلمچه قتلگاهی دیگر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هفت فروردین سال 96 روز دوشنبه عصر همراه با کاروان لشگر 31 عاشورای تبریز وارد خاک پاک شلمچه شدیم وقتی قدم به خاک شلمچه گذاشتیم مثل این بود که قدم بر یک جای پر از غم و اندوه گذاشتیم بغض عجیبی به سراغم آمد آهسته و آرام بر روی خاک­ها راه می­رفتم انگار وارد عالم دیگری شده بودم هیچ فکر و نگرانی و دغدغه­ای از دنیای مادی در ذهنم نبود و فقط ذهن و فکرم مشغول شهدا شده بود کم­کم به جایگاهی که قرار بود همه در آنجا جمع شویم نزدیک شدیم وقتی رسیدیم همه در یک جا نشستند تا به سخنان راوی گوش دهند و من هم پشت بر آنها جای خلوتی را برای خود انتخاب کردم و روی خاک­ها  نشستم راوی شروع کرد به توضیح دادن منطقه و این که چطور بچه­های رزمنده در این جا پرپر شدند و گمنام باقی ماندند من هم گوش به سخنان راوی می­دادم که حال خوبی نداشتم و در حال خود نبودم همش فکر کربلا در ذهنم بود و مدام ذهنم به سوی واقعه کربلا می­رفت خاک شلمچه را با دستانم لمس می­کردم یک آرامش عجیبی به من دست می­داد انگار که دوای روح و روانم بود هر چه­قدر بیشتر لمس می­کردم بیشتر آرامش پیدا می­کردم راست گفته­اند که خاک شلمچه شفاست انگار شفای روح و روان آدمی است کم­کم هوا رو به تاریکی رفت و غروب شد غروب شلمچه چیز دیگری است که زبان از بیان و نوشتن قاصر است و نمی­توانم آن حال و هوایی رو که داشتم در شلمچه ابراز کنم وقتی به دوروبرم نگاه می­کردم و می­دیدم که چه غریبی و سکوتی شلمچه را فرا گرفته بیشتر یاد غریبی آقا امام زمان(عج) می­افتادم و با خود می­گفتم این غریبی آقا به خاطر گناهان ما بندگان است که باعث شده آقا تو غیبت طولانی بماند و این­قدر غریب باشد و در بیابان­ها به سر ببرد و منتظر فرج خدا باشد در همان لحظه بیشتر از هر جا احساس می­کردم که به آقا صاحب الزمان(عج) نزدیک هستم و بیشتر احساس می­کردم که آقا حضور دارند و ما را نظاره می­کنند موقع اذان شد و همه آماده خواندن نماز مغرب و عشاء شدند. نماز خواندن در آن تاریکی و ظلمت و در روی خاک شلمچه چیز دیگری است که تا نباشی و حضور نداشته باشی نمی­توانی حسش بکنی. نماز بر پا شد انگار داشتی در کنار شهدا نماز می­خواندی ظلمت و تاریکی شلمچه بیشتر شد بعد نماز اعلام کردند که به سمت اتوبوس­ها حرکت کنند همه آماده رفتن به سمت اتوبوس­ها شدند در یک گوشه صدای مداح کاروانمان می­آمد که داشت  نجوایی می­کرد با شهدا. من نزدیک شدم انگار دل رفتن از شلمچه را نداشتم ماندم و نشستم کمی که گذشت مداح گفت خوش به حالتان که شما مانده­اید و قسمت شما شده است با خود فکر کردم چه شده است چه اتفاقی افتاده است ناگهان مداح گفت خادمان شلمچه پرچم آقا قمر منیر بنی هاشم را آورده­اند تا این حرف را گفت احساس کردم که تو خود کربلا حضور دارم بغضم ترکید و مدام اسم آقا سید الشهدا را بر زبانم می­آوردم که آقا ممنونم ازت اگر چه لیاقت حضور در صحن و سرای تو را ندارم وی توفیق شد پرچم علمدارت آقا ابوالفضل العباس را زیارت کنم از خوشحالی اشک­هایم امانم را بریده بود یک حال و هوایی بود که تا به حال نچشیده بودم امیدوارم با عنایت و دعای شهدا توفیق دریافت برات و حضور در سرزمین کربلا را داشته باشم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/خاطره-اردوی-راهیان-نور&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>باسم رب الشهداء و الصدیقین</p>
<p>زهرا ملا علیزاده طلبه پایه سوم از مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند(خاطره)</p>
<p>شلمچه قتلگاهی دیگر</p>
<p>هفت فروردین سال 96 روز دوشنبه عصر همراه با کاروان لشگر 31 عاشورای تبریز وارد خاک پاک شلمچه شدیم وقتی قدم به خاک شلمچه گذاشتیم مثل این بود که قدم بر یک جای پر از غم و اندوه گذاشتیم بغض عجیبی به سراغم آمد آهسته و آرام بر روی خاک­ها راه می­رفتم انگار وارد عالم دیگری شده بودم هیچ فکر و نگرانی و دغدغه­ای از دنیای مادی در ذهنم نبود و فقط ذهن و فکرم مشغول شهدا شده بود کم­کم به جایگاهی که قرار بود همه در آنجا جمع شویم نزدیک شدیم وقتی رسیدیم همه در یک جا نشستند تا به سخنان راوی گوش دهند و من هم پشت بر آنها جای خلوتی را برای خود انتخاب کردم و روی خاک­ها  نشستم راوی شروع کرد به توضیح دادن منطقه و این که چطور بچه­های رزمنده در این جا پرپر شدند و گمنام باقی ماندند من هم گوش به سخنان راوی می­دادم که حال خوبی نداشتم و در حال خود نبودم همش فکر کربلا در ذهنم بود و مدام ذهنم به سوی واقعه کربلا می­رفت خاک شلمچه را با دستانم لمس می­کردم یک آرامش عجیبی به من دست می­داد انگار که دوای روح و روانم بود هر چه­قدر بیشتر لمس می­کردم بیشتر آرامش پیدا می­کردم راست گفته­اند که خاک شلمچه شفاست انگار شفای روح و روان آدمی است کم­کم هوا رو به تاریکی رفت و غروب شد غروب شلمچه چیز دیگری است که زبان از بیان و نوشتن قاصر است و نمی­توانم آن حال و هوایی رو که داشتم در شلمچه ابراز کنم وقتی به دوروبرم نگاه می­کردم و می­دیدم که چه غریبی و سکوتی شلمچه را فرا گرفته بیشتر یاد غریبی آقا امام زمان(عج) می­افتادم و با خود می­گفتم این غریبی آقا به خاطر گناهان ما بندگان است که باعث شده آقا تو غیبت طولانی بماند و این­قدر غریب باشد و در بیابان­ها به سر ببرد و منتظر فرج خدا باشد در همان لحظه بیشتر از هر جا احساس می­کردم که به آقا صاحب الزمان(عج) نزدیک هستم و بیشتر احساس می­کردم که آقا حضور دارند و ما را نظاره می­کنند موقع اذان شد و همه آماده خواندن نماز مغرب و عشاء شدند. نماز خواندن در آن تاریکی و ظلمت و در روی خاک شلمچه چیز دیگری است که تا نباشی و حضور نداشته باشی نمی­توانی حسش بکنی. نماز بر پا شد انگار داشتی در کنار شهدا نماز می­خواندی ظلمت و تاریکی شلمچه بیشتر شد بعد نماز اعلام کردند که به سمت اتوبوس­ها حرکت کنند همه آماده رفتن به سمت اتوبوس­ها شدند در یک گوشه صدای مداح کاروانمان می­آمد که داشت  نجوایی می­کرد با شهدا. من نزدیک شدم انگار دل رفتن از شلمچه را نداشتم ماندم و نشستم کمی که گذشت مداح گفت خوش به حالتان که شما مانده­اید و قسمت شما شده است با خود فکر کردم چه شده است چه اتفاقی افتاده است ناگهان مداح گفت خادمان شلمچه پرچم آقا قمر منیر بنی هاشم را آورده­اند تا این حرف را گفت احساس کردم که تو خود کربلا حضور دارم بغضم ترکید و مدام اسم آقا سید الشهدا را بر زبانم می­آوردم که آقا ممنونم ازت اگر چه لیاقت حضور در صحن و سرای تو را ندارم وی توفیق شد پرچم علمدارت آقا ابوالفضل العباس را زیارت کنم از خوشحالی اشک­هایم امانم را بریده بود یک حال و هوایی بود که تا به حال نچشیده بودم امیدوارم با عنایت و دعای شهدا توفیق دریافت برات و حضور در سرزمین کربلا را داشته باشم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/خاطره-اردوی-راهیان-نور">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/خاطره-اردوی-راهیان-نور#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=470130</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>تسلیت شهادت امام هفتم(علیه السلام)</title>
			<link>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تسلیت-شهادت-امام-هفتم-علیه</link>
			<pubDate>09:08:00 +0430 یکشنبه، 3 اردیبهشت 1396</pubDate>			<dc:creator>جعفرثانی</dc:creator>
			<category domain="main">مناسبات</category>			<guid isPermaLink="false">470127@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;مي خواستند داغ تو را شعله ور کنند&lt;br /&gt;وقتي که سوختي همه را با خبر کنند&lt;br /&gt;مي خواستند دفـن شوي زير خاکها&lt;br /&gt;تا زنده زنده اَز سر خاکت گذر کنند&lt;br /&gt;مي خواستند شام غريبان بپا کنند،&lt;br /&gt;شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تسلیت-شهادت-امام-هفتم-علیه&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مي خواستند داغ تو را شعله ور کنند<br />وقتي که سوختي همه را با خبر کنند<br />مي خواستند دفـن شوي زير خاکها<br />تا زنده زنده اَز سر خاکت گذر کنند<br />مي خواستند شام غريبان بپا کنند،<br />شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تسلیت-شهادت-امام-هفتم-علیه">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/تسلیت-شهادت-امام-هفتم-علیه#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://fatemezaha-marand.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=470127</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
