رهبر انقلاب امام خامنه ای(مد ظلّه العالی)، در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبانی و مدافع حرم

رهبر انقلاب امام خامنه ای(مد ظلّه العالی)،  در دیدار خانواده‌های شهدای مرزبانی و مدافع حرم:
ارزش شهدای ما باید معلوم شود؛ اگر شهدای_مدافع_حرم نبودند ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت و دشمن مردم ایران و دشمن شیعه در شهرها و خیابان‌های خودمان می‌جنگیدیم.
[این عناصر] در عراق می‌خواستند خودشان را به مرزهای جمهوری اسلامی برسانند، جلویشان گرفته شد و تودهنی خوردند؛ حالا هم که به‌کل دارند ازاله می‌شوند و جارو می‌شوند.
در سوریه هم اگر کاری که سرداران با ارزش ما انجام دادند انجام نمی‌شد، حالا باید در همین اطراف می‌جنگیدیم.
بخش مهمی از امنیت امروز مربوط به مدافعان حرم است و بخش دیگر امنیتمان مربوط به مرزداران ما است. شهدای_مرزی ما مظلومند؛ این طفلک‌ها دیده هم نمی‌شوند؛ مردم بدانند که این‌ها چقدر دارند به مردم خدمت می‌کنند. خدمت که فقط آب و نان نیست؛ بالاتر از آن، امنیت است.۹۶/۳/۲۸

اشتراک گذاری این مطلب!

تبلیغ ویژه در ماه مبارک رمضان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند

تبلیغ ویژه در ماه مبارک رمضان مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند

تبلیغ حوزه خواهران مرند در ماه رمضان با حضور در سطح شهرستان و حومه با حضور مبلغات حوزوی در مساجد، حسینیه ها و جلسات قرآنی آغاز شده است.جلسات قرآنی و احکام برای عموم بانوان به شرح ذیل می باشد. واقع در حسینیه امام هر روز با قرائت یک جزء قرآن کریم توسط قاریان این حوزه، سخنرانی، بیان احکام و قرائت دعای روز ، آپارتمانهای شهرک میلاد حضور مبلغین حوزوی با سخنرانی و بیان احکام؛ سالن اجتماعات حوزه خواهران شروع از ساعت 11:45 قرائت یک جزء قرآن + دعای روز+ سخنرانی یکی از مبلغین حوزه و پاسخ به مسائل شرعی.

تبلیغ در جلسات قرآنی ویژه بانوان در مساجد ، حسینیه ها و جلسات قرآنی در سطح شهر و حومه به صورت برگزاری نماز جماعت، سخنرانی و پاسخ به احکام شرعی توسط مبلغات این مدرسه در طول ماه مبارک در نوبتهای قبل از ظهر و بعداز ظهر برگزار می گردد.

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دومین همایش جامعه خیرین حوزه فاطمه الزهرا(س)مرنددر 21 خرداد

باسمه تعالی

برگزاری دومین همایش جامعه خیرین حوزه فاطمه الزهرا(س)مرنددر 21 خرداد 96

دومین همایش جامعه خیرین حوزه مرند با مراسم افطاری در حوزه خواهران مرند با مشارکت اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان برگزار شد. این همایش با حضور خیرین و حلقه های ارتباطی در سطح شهر، روز یک شنبه  21 خرداد 96 برگزار شد. در این مراسم معنوی طلاب، اساتید و فارغ التحصیلان حوزه نیز حضور داشتند. این همایش با اقامه نماز جماعت مغرب و عشا به امامت امام جمعه محترم شهرستان و موسس و متولی حوزه و صرف افطاری   آغاز و با سخنرانی، سخنران مدعو برنامه حاج آقای اختیاری رییس اداره اوقافادامه یافت .ایشان در این همایش در جمع طلاب و خیرین اظهار داشتند سنت حسنه وقف و نیکوکاری باید احیا گردد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

برگزیده سیر مطالعاتی استانی

برگزیده سیر مطالعاتی استانی در مرحله حضوری و آنلاین سرکار خانم پناهی از کادر اداری مدرسه؛ ضمن تبریک به ایشان آرزوی موفقیتشان در مراتب عالی را داریم.

اشتراک گذاری این مطلب!

راهیان نور یادی از سرزمین نور

بسم رب الشهدا

راهیان نور یادی از سرزمین نور

من اولین بارم بود به راهیان نور می آمدم؛ لحظه لحظه یادمان ها و مناطق برایم حرفها برای گفتن داشت و ذهنم هر لحظه حال و هوای جنگ و صحنه عاشورا را تداعی می کرد.

در آغاز، وقتی وارد پادگان شهید باکری شدیم یک موتوری برای راهنمایی ما تا آسایشگاه جلوی ماشین حرکت می­کرد باپیچ هایی که میزد وباصدای خاص موتور من کاملا ذهنم برگشت به زمان جنگ، زمانی که سربازان مرندی که به جبهه اعزام می­شدند وپیچ های پادگان درست شبیه پیچ های نخلستان های جنوب بود احساس کردم ما آن سربازان اعزامی به جبهه جنگ هستیم.

در شلمچه کربلای ایران که می گویند تشنگی دیدم، همه مناطق جنگ به یاد لبان خشکیده سرور سالار شهیدان تشنگی راتحمل کرده آب را پس زده وترک های شلمچه به خاطر بی آبی نیست به خاطر شرمندگیشان از لبان خشکیده علی اصغر وصدای آب آب بچه های کاسه به دست است؛ همه شلمچه وهویزه وفکه بوی کربلا میداد احساس کردم من هم درمیدان جنگم

اما از هویزه برایتان بگویم: هویزه یعنی اینکه هروقت یک زندگی هدفمند خواستی سری به هویزه بزن.

در طلاییه همه داشتند به نحوی ازراهیان به سمت نور استقبال میکردند توجه من در میانه راه گره خورد به دوپسربچه که به نظر می رسید دارند بادستان کوچکشان خاکیشان خاک بازی می­کنند؛ با نزدیک شدن دریافتم پابرهنه با احساس خدایی، با شهدا عشق بازی می کنندآنان مهر درست کرده و با چوب رویش الله می­نوشتند آری پشت سرشان گِلی بود که رویش اب جمع شده بود یکیشون دوید گل آورد در آن لحظه تاریخ ذهنم برگشت به بعداز ظهر عاشورا به اینکه طفلان مسلم میدویدند شبیه طفلان مسلم بودند.

هرجا از مناطق سیم خاردار بود دلم خیلی میخواست بروم ان طرف سیم های خاردار ولی نشدنی بود تنها معنی که از این سیم خاردارهابه ذهنم خطور کرد اینکه اینجا ورود ممنوعه است لیاقت میخواهد اول اینکه ازدانشگاه عشق قبول شوی خاکی شوی وبا راه های اسمان آشنایی داشته باشی بعد بیای این طرف سیم ها.

اروند کنار تجلی گاه ظهر عاشورا برایم بود، وقتی کناراروندرود نشتم وتوی آب خورشید هارا دیدم یاد ساعاتی از عاشورا افتادم که عمویم ابوالفضل العباس رفت مشکش را پرکند کنار آب بود اما آب نخورد مانند ماه در آب بود حالابعد قرنها جوانان نقش عباس(علیه السلام)  گرفتند چون خورشیدهای درنیزه خودرابه دریا زدند تابه آن طرف آب به عشقشان و مولایشان حسین(علیه السلام)  برسند چه دریادلانه به امام حسین(علیه السلام) لبیک گفتند چه کسی میداند الان مهدی باکری هاکجایند شاید دراغوش رهبرشان آرام گرفته شاید دریا برایشان اغوش گشوده بود که خودرا به دریازدند شاید آن طرف رود مادرم زهرا صدایشان می­کرد شاید در نیزه سر آن سربه فلک کشیده‌ رادیدند شاید لحظه پرپرشدن علی اکبر رادیدند شاید لحظه بعد عاشورا صدای عمه ام زینب(علیها السلام)  راشنیدند و دیدند که بچه­ای راصدا می­زد شاید خرابه های شام رادیدند که عمه ام رقیه رادیدکه چطور سر پدر را گرفته بود شاید پشت خیمه حالت پریشان مادرم رباب رادیدند ورفتند و شاید….. هرچه باشد خیلی دلم می­خواست منم شهید شوم اما لایق نبودم ونشد.

زهرا حسینی طلبه پایه سوم از مدرسه علمیه فاطمه الزهرا(س) مرند

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم